من به صدای حیوونا حساسیت دارم!*
- چی شده؟
- هیچی.
- نمیشه که هیچی!
- هیچی دیگه.
پایین را نگاه میکند. میخواهد بخندد. نمیتواند. بغض کرده است.
- اون خانمه رو میشناسی؟
میدانم که میشناسد. سرش را به نشانهی تایید تکان میدهد. میداند که میدانم.
- کیه؟
- مامان بزرگت.
- دیده بودیش؟
نگاهم میکند.
- کِی میره؟
- اِ...
- نه! "بادی"! کی میره؟
نگاهش میکنم.
- نمیدونم.
- کی میره؟ امشب؟
- شایدم فردا!
- چرا میره؟
- چون مریضه.
- میدونم. چرا میره؟
- اگه بمونه، تو هم مریض میشی. مگه تو مریض میشی نمیری پیش دکتر؟
- چرا خب. ولی... اَصَنِشَم نه خوش به حالش که میخواد بره دکتر!
لبخند میزنم.
- چرا نه خوش به حالش؟
- من از دکتر میترسم.
- دکتر که ترس نداره! میری پیشش، خوب میشی. "بادی" هم میره،خوب میشه، میاد!
"بادی" نه قرار است پیش دکتر برود، نه قرار است خوب شود، نه قرار است بیاید. یک هفتهای میشود که در حیاط خانهشان پیدایش شده است. 4-5 ماهی بیشتر ندارد. لاغر است و ضعیف. به او غذا میدهد. با او بازی میکند. "بادی" اگر گرسنه باشد، از پلهها بالا میآید و در خانهشان را میزند تا غذا بگیرد. بهترین رفیقش شده است. پسر خالهام امروز او را دید. گفت مریض است و مُردنی. مادرش هم شاید به همین دلیل رهایش کرده است. مادرش، شاید، رهایش ...
- اگه خوب نشد چی؟
- چرا خوب نشه؟ خوب میشه!
- اگه نشد؟
جوابی ندارم برایش.
***
چند روز دیگر دو سالش میشود، ولی هنوز حرف نمیزند؛ هنوز به زبان ما حرف نمیزند! بغلش کردهام. زنگ در را میزنند. داییام بیرون میرود. دختر داییام پاهایم را میگیرد.
- میخوان ببرنش؟
- اوهوم.
رویش را بر میگرداند. دوباره بغض میکند.
- میخوای بریم ببینیمش؟
نگاهم میکند. جواب نمیدهد. پسر داییام چند اسمارتیز از قوطی اسمارتیزهایش بیرون میآورد. نزدیک در ایستادهایم. اسمارتیزهایش را نگاه میکند.
- بـَه بـَه!
به در اشاره میکند. دهانش را نشان میدهد. میگوید:
- بـَه بـَه؟
- آره، بـَه بـَه. بخور!
- نه!
در را نشان میدهد. میگویم:
- بَه بَه بدیم پیشی بخوره؟
- ایـ...ـنه!
بعضی وقتها که بخواهد چیزی را تایید کند، میخندد و یک "اینه"ی کشیده تحویلت میدهد.
- بـَه بـَه رو بذاریم پایین، پیشی بعداً بیاد بخوره. خب؟
- اُب!
در را باز میکنم. دختر داییام مانتویم را میکشد.
- اگه خوب نشد چی؟
* چند شب پیش کنارم نشسته بود. بیمقدمه گفت: "من به صدای حیوونا حساسیت دارم!" نگاهش کردم. ادامه داد: "من به صدای گربهها حساسیت دارم!"