حالنوشت -۴۸-
دوباره همان بازهی احتمالا چندماهه که بیزارم از بیشتر کارهایم و کمخواب از حجم کارها؛ هر بار خستهتر از بار قبل و تحملش سختتر.
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۲/۲۶ ساعت 3:25 توسط ...
|
دوباره همان بازهی احتمالا چندماهه که بیزارم از بیشتر کارهایم و کمخواب از حجم کارها؛ هر بار خستهتر از بار قبل و تحملش سختتر.
میدانی ترسناکترین بخش ماجرا چیست؟ این که هیچکداممان هیچوقت حقیقت را نمیفهمیم و تا ابد در این بازی میمانیم.
من دلم سخت گرفته است از این میهمانخانهی مهمانکش روزش تاریک...
چند بار آخ گفتیم؟ آنگونه که دل گریست...
چهرهی شهر و آدمها انقدر ترسناک بود که دوست دارم تا ابد در خانه بمانم.