اگر توییتر بود، باید آن نوشته‌ی تیر ماه را ری‌توییت می‌کردم که: «احمقانه‌ترین جمله‌ی عالم: نگران نباش.» و بالایش می‌نوشتم که چقدر شنیدن این جمله از زبان دو نفر امروز آرام و خوش‌حالم کرد و همه‌ی استرس و اعصاب‌خردی این یک هفته، با همین دو ثانیه خرد شد و ریخت پایین و حوصله‌ام آمد سر جایش که بنشینم پای کار و اعتماد به نفس گرفتم که کمک بخواهم. «نگران نباش»های خالی و فرمالیته احمقانه‌ترین جمله‌های عالم‌اند که بدتر نگرانم می‌کنند، اما آخ از وقتی که بشود اعتماد کرد و کمک خواست.